خلاصه داستان:آقا عبدی گروگان گرفته می شود و در محلی خاص نگه داری می شود و برای رهایی خود از شر گروگان گیران با وزارت ارشاد، سدا و سیما، وزارت امور خارجه و حتی در بخش هایی از این فیلم با جان کری نیز مذاکره می کند.
خلاصه داستان:طوبا: امشب عروسی امیرحسینِ، دوتامون خوشحالیم ... من نباید اون حرفها رو می زدم، فقط بهم بگو چرا چهار بار چشمت و باز بسته کردی ... منظور خاصی داشتی میثم ؟
خلاصه داستان:صدرا، پیر پسر منظم به همراه دوست دیرین خود اسد مرد میانسالی که با همسرش در حال متارکه است، در یک کار به شراکت مشغولند. با عاشق شدن و در نتیجه ازدواج صدرا با ناهید و گذاشتن شرط قطع ارتباط صدرا با اسد در هنگام عقد، دوستی و کار آن دو دچار مخاطراتی می شود و…