فیلم سینمایی The Big Short (بیگ شورت) در سبک کمدی-درام ساخته شده است و محصول کشور آمریکا میباشد. این فیلم داستان وقوع بحران مالی در سال ۲۰۰۸ در آمریکا را روایت میکند که تبعات آن دامنهی اقتصاد سایر کشورها را هم در برگرفت. این فیلم از رمانی با همین نام نوشتهی Michael Lewis روزنامهنگار آمریکایی الهام گرفته شده است.
فیلم سینمایی بیگ شورت، یکی از معروفترین اثرهای سینمایی هالیوود میباشد که در حوزه بازارهای مالی ساخته شده است. هرکسی که در فارکس، بازار سهام یا ارزهای دیجیتال فعالیت میکند، باید حتما این فیلم را ببیند، زیرا درسهای بزرگی در آن برای معاملهگران وجود دارد. ما در ادامه ضمن تحلیل این فیلم، به نکات مالی و معاملهگری آن اشاره خواهیم کرد.
بودجه، بازیگران و دستاوردها
فیلم The Big Short با بودجهی ۲۸ میلیون دلاری ساخته شد و فروش گیشه ۱۳۳ میلیون دلاری را به ثبت رساند. کارگردان معروف آمریکایی Adam McKay آن را کارگردانی کرده و بازیگران مطرحی مثل برد پیت، کریستین بیل و رایان گاسلینگ در آن ایفای نقش کردهاند. همچنین افراد معروفی مانند ریچارد تالر، اقتصاددان بزرگ آمریکایی و سلنا گومز در آن حضور دارند.

این فیلم موفق به دریافت جایزههای بینالمللی زیادی در سال ۲۰۱۶ شد، از جمله نامزدی برای ۵ اسکار و برندهی نهایی اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی. این فیلم دارای امتیاز 7.8/10 IMDb میباشد. همچنین موفق شده امتیاز Rotten Tomatoes 89% و Metacritic 81% را کسب نماید.
نام فیلم
مهمترین مفهوم اقتصادی این فیلم کلمهی short است. نام این فیلم به اشتباه در فارسی رکود بزرگ ترجمه شده، درحالیکه واژه short جزو اصطلاحات بازارهای مالی مانند فارکس است که چون معادل فارسی ندارد نمیتوان آن را به درستی ترجمه کرد. در اصطلاح بازارهای مالی short در مقابل long قرار دارد. به بیان ساده long زمانی است که سرمایهگذار با فرض بالا رفتن قیمت یک دارایی در آینده، اقدام به خرید میکند و اگر قیمت دارایی در آینده بالا برود آن را فروخته و کسب سود میکند.
درحالیکه short دقیقاً برعکس این حالت است یعنی سرمایهگذار باور دارد ارزش بازاری یک دارایی در آینده، کاهش پیدا خواهد کرد، پس با گرفتن موقعیت short، آن دارایی را از یک نفر قرض میگیرد و به فروش میرساند. اگر تحلیل او از قیمت آینده دارایی درست باشد، در آینده آن دارایی را ارزانتر خریده و به قرضدهنده برمیگرداند. مابهتفاوت قیمت فروش و خرید مجدد، همان سود سرمایهگذار خواهد بود.
چرا هر معامله گر باید بیگ شورت را ببیند؟
داستان از این قرار است که در سالهای ۲۰۰۷-۲۰۰۵ گروهی از سرمایهگذاران متوجه حبابی شدند که در اوراق بدهی مسکن به وجود آمده بود و باور داشتند در چند سال آینده قیمت این اوراق به شدت کاهش خواهد یافت. این در حالی بود که بانکهای بزرگ آمریکا وجود چنین حبابی را انکار میکردند.
در این فیلم مایکل بری با بازی کریستن بیل را میبینیم که سابقا یک پزشک بوده و اکنون تبدیل به متخصص وال استریت شده و حالا مدیر یک صندوق سرمایهگذاری است. او یک چشم خود را از دست داده و با رفتارهای عجیبی که در ارتباطات خود نشان میدهد، شخصیتی جامعهگریز، اما بسیار باهوش معرفی میشود. در داستان فیلم مایکل اولین کسی است که متوجه افول اوراق مسکن در چند سال آینده میشود و با اختیاری که در صندوق دارد یک موقعیت short یک میلیارد دلاری روی اوراق بدهی مسکن باز میکند و بانکها که تحلیل متفاوتی دارند با کمال میل این معامله را میپذیرند.
همزمان جرد ونت، یکی از مسئولین دویچه بانک متوجه داستان میشود و ترجیح میدهد مطابق تحلیلهای بری عمل کند. در طرف دیگر مارک باوم، یک ایدهپرداز حوزههای مالی که باور دارد بازار مالی دچار فساد شده است (او برای یکی از زیرمجموعههای مورگان استنلی – یک شرکت فعال در حوزه انرژی – کار میکند)، از طریق یک تماس تلفنی از موضوع مطلع میشود و شرکت خود را متقاعد میکند که حق با مایکل بری است. تمام این افراد به صورت مستقل ولی موازی با یکدیگر شروع میکنند به گرفتن موقعیتهای short روی اوراق بدهی مسکن، درحالیکه تمام بانکها با استناد به اینکه چنین چیزی تابهحال در اقتصاد آمریکا رخ نداده، تمام این موقعیتها را میپذیرند.
پس برنده شدن این گروه کوچک به معنای بیچاره شدن تعداد زیادی از مردم و شکلگیری یک معضل بزرگ در اقتصاد آمریکا خواهد بود. اما نهایتاً این گروه کوچک موفق میشوند به واسطهی موقعیت short خود سود عظیمی کسب کنند در حالی که تعداد زیادی از تحلیلگران و مردم دارایی خود را از دست دادند.
توجه کنید که برای درک بهتر این فیلم نیاز است بیننده اطلاعات پایه اقتصادی داشته باشد، در غیر این صورت احتمالاً آن را چندان جذاب ارزیابی نخواهد کرد. البته سازنده هم متوجه پیچیدگیهای اصطلاحی و تخصصی فیلم برای مخاطب بوده و تلاش کرده این نقص را با گنجاندن «صحنههای توضیح دهنده» در فیلم جبران کند. در بخشهای مختلفی از فیلم میبینیم که شخصیتهای گوناگون با نگاه کردن مستقیم به دوربین توضیحاتی کاربردی و به زبان ساده را برای مخاطب ارائه میدهند. مثلاً Margot Robbie که احتمالاً او را از فیلم معروف گرگ وال استریت به یاد دارید، تلاش میکند به زبان ساده مفهوم اوراق بدهی مسکن و short کردن را توضیح دهد. در صحنهای دیگر ریچارد تالر، پدر اقتصاد رفتاری و یکی از بزرگترین اقتصاددانهای دنیا را میبینیم که همراه سلنا گومز (بازیگر و خواننده آمریکایی) در کافهای نشستهاند و سعی میکند مفهوم CDO (collateralized debt obligation را با کمک گرفتن از بازی بلک جک، توضیح دهند.
بزرگترین درس فیلم The Big Short برای معامله گران فارکس
قطعاً معاملهگران بازارهای مالی از جمله فارکس درک بهتری از این فیلم خواهند داشت. به خصوص اینکه تمام داستان فیلم حول محور short، اصطلاحی آشنا برای افراد فعال در فارکس، قرار دارد. در این فیلم میبینیم که چگونه تحلیلهای فاندامنتال یک تحلیلگر کاربلد، نقشههای بازیگران اصلی بازار، یعنی بانکها را پیشبینی کرد. تحلیلهای اصولی مایکل بری باعث شد او بتواند با پیشبینی یکی از بزرگترین روندهای بازار آمریکا و گرفتن موقعیت short در زمان مناسب، سود عظیمی کسب کند. این رخداد واقعی در بازار آمریکا نشان داد که در فارکس و سایر بازارهای مالی، موفقترین معاملهگر کسی است که با کمک آموزشهای اصولی، شرایط واقعی بازار را بشناسند و در زمان مناسب، بهترین پوزیشن را برای کسب حداکثر سود باز کند.

در واقع بانکها به خاطر سرمایه و قدرت مالی که داشتند، این دارایی را، آور ولیو کردند تا در زمان مناسب بتوانند از آن منفعت ببرند. اما یک تحلیلگر خبره توانست این حقیقت را با کمک چیزهایی که یاد گرفته بود کشف کرده و قبل از اینکه بانکها اجازهی برگشتن به قیمت واقعی را بدهند، دست به کار شد و سود بزرگی برای خود و شرکتش کسب کرد.
جمع بندی
فیلم سینمایی The Big Short محصول آمریکا، در سبک کمدی-درام توسط آدام مک کی ساخته شده است. در این فیلم روایتی رئالیستی از وقوع بحران مالی معروف آمریکا در ۲۰۰۸ را شاهد هستیم که بازیگران و افراد مطرحی از جمله برد پیت و سلنا گومز در آن حضور دارند. این فیلم جزو پرفروشترین فیلمها با موضوع بازارهای مالی و اقتصاد است و برای درک بهتر فیلم نیاز است مخاطب با برخی اصطلاحات اقتصادی آشنایی داشته باشد که البته در جریان فیلم تلاش شده توضیحات لازم به مخاطب ارائه شود.